|
|
|
|
|
جرقه زد به یادم امید با تو بودن زتو ترانه گفتن ، ز تو غزل سرودن زعشق با تو گفتن ، ز درد تو شنفتن ز هرم لحظه هایت ، غبار دل زدودن شراب ناب خوردن ز جام دیدگانت هوار ها کشیدن ، قلندری نمودن زلال و پاک چون آب وسیع چون کویری کنار تو چو آهو چمیدن و غنودن چو قطره های باران چکیده بر تن گل به ناز دیدگانت ، دل از همه ربودن چو کفتری پریدن به آسمان قلبت ز غصه ها گذشتن ، هماره مست بودن برای با تو بودن ، دعای وصل خواندن نماز گریه کردن ، خدا خدا نمودن
|
||
|
|
|
|
|
||